پدر آسمانی

دلم می گیرد از دلگیری مردان تنهایی

که شب هنگام

سر به زیر افکنده

شرم خالی دستان خود را ،

در کویر مهربانی

چاره می جویند


[تصویر:  dc9zoj0u3xcjgfzq6ge.jpg]

دلم می گیرد از این سفره های کوچک بی نان

و دستان نحیف کودکی یخ کرده ، بی فرجام

نگاه سرد و رد این هزاران سیلی بر گونه

و از احساس آن مردی که با تردید ، با اندوه

بر روی قامت شب می نویسد:

تا طلوع صبح راهی نیست

خدا را ای عزیزان مقوا فرش و آسمان شولای هم کیشم



با چه کس گویم

که این خلیفه ، اشرف مخلوق عالم

سرد و یخ کرده

کنون در جوب می خوابد



خجالت می کشم از سجده های رفته بر آدم

خلف فرزند آدم ، شرمگین سفره خالی

برای رهن خانه کلیه های خودش را می فروشد



دخترش ، آری عزیز دامن حوا

برای لقمه ای نان ....



خدای من چه گویم؟؟

دلم می گیرد از این استخوان در گلو

این خار در چشمی

که می میراند این شادی خوشبختی در جمع فقیران را

چه سخت است آن زمانی را که می فهمم گمان کردم مسلمانم

شنیدم آن صدایی را که می خواند من را

و دیدم خالی دستان بابا را،که آب و نان نمی آرد

و لیکن آبرو دارد

که فقیر مردمان تقدیر آن ها نیست ، آیا هست؟

فرو افتادگان را هم خدایی هست ، آیا نیست؟

خدایا من نمی دانم گناه بی کسی با کیست

دلم می گیرد از بغض وسکوت و ترس انسان ها



از آن حسرت که فریاد آوری یک آه

و از تک سرفه های کودک همسایه مان وقتی دوایی نیست

و از نمناکی چشمان آن مردی که با دستان خالی

از تو می پرسد

برای کودک تبدار من آیا امیدی هست؟؟

چه شرمی دارم از این وصله های دامن سارا

و کفش پاره دارا

به هنگامی که تکلیف خودش را از میان پرده های اشک می کاود

و می خواند

یک نفر با اسب می آید

که مردی از تبار روشنی

سارا نمی داند کدامین روز آدینه

ولی با بغض می گوید

که او یک روز می آید...


 


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٤ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ توسط | نظرات ()
طبقه بندی:  

 

شاید آنچه در دنیا می جستیم از این هم بی ارزش تر بود




شاید خانه آخرتمان از این بدتر است


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢۱ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط | نظرات ()
طبقه بندی:  






نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط | نظرات ()
طبقه بندی:  

 

حینما تساقط شهدائنا واحدُ تلو آخر، کنا نَشُّمُ نسیم الکرامه من حدیقه الامام الخمینی و نتذکر کل کلماتکم المبارکه...هل تعلمون خصوصا فی البحرین.. هل تعلمون بانّنا فی موطن ابنائهو فی ارضهم غرباء

وقتی که شهدای ما یکی پس از دیگری بر زمین می‌افتد، نسیمی از بوی کرامت باغ امام خمینی به مشام ما می رسد و همه کلمات مبارک شما (رهبر معظم انقلاب) را به یاد می‌آوریم. آیا می دانید به ویژه در بحرین چه می‌گذرد؟ آیا     می دانید که ما در سرزمین پدری و وطن خود هم غریبیم؟!

چقدر جملات این جوان بحرینی، سوزناک بود.

با شنیدن این صحبت ها باید خدا را هزاران هزار بار شاکر بود که در جایی زندگی می کنیم که  رهبرانی این چنین شجاع و قدرتمند داشتیم و داریم   که یاد و نامشان برای سایر مسلمانان آزادی خواه و با شهامت، باعث تسلی وافزایش پایداری در راه خدا است که آن هم از الطاف خفیه الهی و از برکت وجود امام زمان عزیزمان است.

چقدر زجرآور است که انسان در سرزمین پدری خود احساس غربت کند. این جوانان بحرینی بهتر از من درک می کنند که داشتن رهبر مقتدر یعنی چه.

شکسته استخوان داند بهای مومیایی را.

ای کاش ما هم قدر بدانیم و به نعمت وجود رهبری پی ببریم

(قابل توجه هم وطن های خودم که به رهبری و ولایت فقیه اعتقادی ندارند) 


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ توسط | نظرات ()
طبقه بندی:  

  ایام شهادت حضرت محسن(ع)


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۸ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ توسط | نظرات ()
طبقه بندی:  

 

می شه کنج حرمت گوشه قلب من باشه؟

 

 

 

 

 

 

کی میشه کنج حرمت گوشه قلب من بشه؟

قلب من لیاقت کنج حرمت را داره؟

ای حرمت ملجا درماندگان ...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٤ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط | نظرات ()
طبقه بندی:  

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ

خدای من!

 تو را همه جا دیده ام، در گلبرگ های گل سرخ، در صدای چه چه قناری، در کوه های سر به فلک کشیده، در صدای نم نم باران بهاری و ...

همه جا آیت اوست

سخت است نبینی او را

 

به گزارش استان نیوز در شمالی ترین شهر دانمارک شهری توریستی اسکاگن قرار دارد. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. آنجا می شود زیبایی این آیه از قرآن مجید را دید.....



سوره مبارکه الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجان ُ (22)
19. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.



سوره مبارکه فاطر آیه 12:
وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْ= 9َةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.

 
 
و هزاران افسوس و دریغ که با وجود این همه نشانه، باز در جستجوی تو هستم و باور ندارم تو که از رگ گردن به من نزدیک تری و فاصله ای میانمان نیست و طبیعت را   می گردم برای یافتن تو در حالیکه همیشه در آغوش تو هستم.
 
یار در خانه ما گرد جهان می گردیم
آب در کوز و ما  تشنه لبان می گردیم
 
اما تو برای پاسخ به این جستجوی من همیشه خود را نشان داده ای
 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٤ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ توسط | نظرات ()
طبقه بندی:  

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin