پدر آسمانی

خدایا کوهی از درد را بر قلب مجروح ما می گذاری تا ما را امتحان کنی.

 باران تهمت را بر ما می باری.

اجازه می دهی تا سیل دشمنان بر ما حمله کنند.

 ما را زیر کوهی از غم می فشری.

در دریای درد ما را غرق می کنی.

 ما را به دست طوفان بلا می سپری.

 آنچه را که دوست داریم تو آن را از ما می گیری.

 ما را حتی از عشق محروم می کنی.

من در زندگی خود دیده ام، تجربه کرده ام، گاه گاهی در درد و غم و شکنجه و تنهایی فرو رفته بودم، یکباره خدا عشق کسی را بر دلم انداخت.

 به وجد آمدم.

 به حرکت افتادم.

 دنیا در نظرم تغییر کرد.

 نسیم سحر حامل پیام های شیرین و روح نوازی بود.

 چشمک ستارگان با من راز و نیاز می کرد و از عمق آسمان بلند اسرار ناشنیدنی وجود را می شنیدم.

 هیجان طلوع آفتاب به من قدرت و حیات می داد.

 زیبایی غروب آفتاب مرا به معراج می برد.

 از هر برگ سبزی دفتری از علم و خلاقیت و زیبایی می دیدم.

 از هر مرغ هوایی و ماهی دریایی روحم به وجد می آمد.

 از هر سنگریزه ای آیات وجود خدا را می شنیدم.

 سراسر وجودم را عشق محبت ایثار ایمان پرستش شور شوق ذوق و جوش و خروش پر می کرد.

دنیا رنگی دیگر داشت.

 حیات زیبا و دوست داشتنی بود.

 هدف حیات عشق و پرستش و من نیز مشغول به معشوق و محو جاذبه عشق در دنیای محبت سیر می کردم و از زیبایی ها لذت می بردم.

اما یکباره می دیدم که خدا آن معشوق دوست داشتنی را از من می گیرد.

 او را می برد.

 کوهی از غم و درد بر سرم می کوبد.

 دوست داشتنی ها را نابود می کند.

خدا می خواهد به من بگوید که تو معبود دیگری داری.

 تو نباید انسان دیگری را بپرستی.

 تو نباید آنچنان در عشق کسی فرو روی که خدا در مرتبه دوم قرار گیرد.

 تو باید بفهمی که زیبای مطلق خداست آنچه پایدار و ابدی است خداست.

این گل های زیبا این برگ های سبز می میرند و بر خاک می افتند و زیبایی آنها دستخوش طوفان های نابود کننده قرار می گیرد.

تو ای بشر حق نداری آن چنان در عشق کسی فرو روی که خدا تحت الشعاع قرار گیرد.

 نیایش های شهید چمران


نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط | نظرات ()
طبقه بندی:  

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin